مرتضى مطهرى
243
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
حاج شيخ محمدحسين اصفهانى و علامهء طباطبايى از اين گونه تعبيرات دارند . اين مطلب كجا و مدعاى پورداود و آقاى دكتر معين كجا ! . بعلاوه ، هاتف اصفهانى كه به شعرش تمسك شده ، در همان ترجيع بند صريحاً مىگويد كه مقصود عارفان از اين تعبيرات يك سلسله معانى ديگر است و اين تعبيرات را نبايد به مفهوم ظاهرى آنها حمل كرد . مىگويد : هاتف ، ارباب معرفت كه گهى * مست خوانندشان و گه هشيار از دف و چنگ و مطرب و ساقى * وز مىو جام و ساقى و زنّار قصد ايشان نهفته اسرارى است * كه به ايما كنند گاه اظهار با اين تصريح چگونه ممكن است تعبيرات شاعر را حمل به مفهوم ظاهرىاش بنماييم ؟ . گذشته از اين ، اين تعبيرات مجازى و اين اصطلاحات منحصر به مىو مغ و آتشكده كه از اصطلاحات زرتشتيان است نيست ؛ اگر منحصر به اينها بود جاى اين ترديد بود كه چرا گويندگان ايرانى فارسى زبان براى معانى عرفانى خود اين كلمات را انتخاب كردهاند ؟ آيا اين كار نشانهء علائق آنها به رسوم و سنن كهن اين سرزمين است ؟ . اين گويندگان كلماتى از قبيل : بت ، ترسا ، دير ، چليپا ( صليب ) ، شطرنج ، نرد و غيره نيز در اصطلاحات خويش فراوان آوردهاند ؛ پس لازم است اين كلمات را نشانهء علائق اين گويندگان به بت پرستى و مسيحيت و قماربازى بدانيم ! ! . در چند سال پيش يكى از نويسندگانى كه گرفتار چنين انديشههايى بوده است ، استدلال كرده بود كه غزل معروف حافظ كه با اين بيت آغاز مىشود : بلبل زشاخ سرو به گلبانگ پهلوى * مىخواند دوش درس مقامات معنوى نشانهء احساسات ملى شاعر است و شاعر به ياد گذشته افتاده ، آن وقتى كه هنوز اسلام به ايران نيامده بود و زبان پهلوى زبان رايج و دين زردشتى دين رسمى بود . شاعر خواسته است به اين وسيله تمايل خويش را به رسوم و سنن و آيين پيش از اسلام ابراز نمايد .